حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
390
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
بسپارم ، با هزار و سيصد دينار اجرت جهبذ ، چنانج درين دوازده ماه از ماههاى خراج سنهء عشر و ثلثمائه « 1 » ، بهر ماهى آنچ واجب شود بقسط و نصيب ، و آن صد و هشتاد دينار و دو دانك دينارى بود برسانم ، بىآنك از وقت آن تأخير نمايم ، يا در أداى « 2 » آن عذرى و علّتى و حجّتى انكيزم . و هر آنج درين كتاب بر من شرط كرده شد ، مخالفت ننمايم ، مثل معامله و معاش كردن با أهل خراج ، و جز ايشان از مؤدّيان اموال ، به عدالت و انصاف ، چنانج عادت سآئر جهابذه ، و رسوم ايشان بذان جارى بوده . پس اجابت كرد ، و پاسخ داشت مرا در آنج ازو درخواه كردم ، و مرا ضامن مال كردانيد ، و من ضامن آن شدم بر وجهى كه در كتاب ، بيان و صفت و شرط كرده شد . ذمّت من ازين ضمان برى نشود ، الّا ببيرون آمدن از عهدهء آن بنجوم مذكوره درين كتاب ، و من برين جمله بر نفس خود كواه كرفتم . فى شهر ربيع الأوّل سنهء احدى عشر و ثلثمائه « 3 » » . و من در كتابى يافتم ، عملى و دستورى ، ناطق به قدر منفعتهآىء جهبذ ، جنين نوشته بودند كه : « جهبذ بقم ، بهر هزار دينار از اجرة جهبذ ، بيست و پنج دينار ديكر با مال سلطان ردّ كردهاند ، چنانج بذين نود و شش دينار ، دو دينار و دو دانك و نيم دينارى برسد . پس آنج در دست جهبذ بماند از هر صد دينار ، پنجدانك نيم دينارى باشد ، چنانج در هر هزار دينار ، نه دينار و دانكى جهبذ را بود . و مبلغ مال كفايتنمودن بذين كفايت ، صد و هفتاد هزار درهم
--> ( 1 ) . سال 310 هجرى . ( 2 ) . پرداخت . ( 3 ) . ماه ربيع الاول سال 311 هجرى .